نثر · شماره 325
اگه حمال می خواستی من خودم حاضرم هان یه آالسگه ی نعش آش هم دارم من هر روز مرده ها رو «
شاعرصادق هدایتقالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 322
را دیدم آه قوز آرده و زیر یک درخت سرو نشسته بود. صورتش را آه با شال گردن پهنی پیچیده بود ، دیده
# - 323
نمیشد آهسته نزدیک او رفتم. هنوز چیزی نگفته بودم ، پیرمرد خنده ی دورگه ی خشک و زننده ای آرد
# - 324
بطوری آه موهای تنم راست شد و گفت:
# - 325
اگه حمال می خواستی من خودم حاضرم هان یه آالسگه ی نعش آش هم دارم من هر روز مرده ها رو «
انتخابشده - 326
می برم شاعبدالعظیم خاک میسپرم ها ، من تابوت هم میسازم ، به اندازه ی هر آسی تابوت دارم بطوریکه مو
# - 327
« _ ! من خودم حاضرم ، همین الآن نمیزنه
# - 328
قهقه خندید بطوری آه شانه هایش میلرزید. من با دست اشاره به سمت خانه ام آردم ولی او فرصت حرف زدن
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 325 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.