نثر · شماره 373
« ! اینهم گودال هان ، درس به اندازه ی چمدونه ، مو نمیزنه هان «
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 370
و بی آنکه منتظر جواب من بشود ، با بیلچه و آلنگی آه همراه داشت ، مشغول آندن شد. من چمدان را زمین
# - 371
گذاشتم و سر جای خودم مات ایستاده بودم. پیرمرد با پشت خمیده و چالاآی آدم آهنه آاری مشغول بود ، در
# - 372
ضمن آند و آو چیزی شبیه آوزه ی لعابی پیدا آرد ، آن را در دستمال چرآی پیچیده ، بلند شد و گفت:
# - 373
« ! اینهم گودال هان ، درس به اندازه ی چمدونه ، مو نمیزنه هان «
انتخابشده - 374
من دست آردم جیبم آه مزدش را بدهم. دو قران و یک عباسی بیشتر نداشتم ، پیرمرد خنده ی خشک چندش
# - 375
انگیزی آرد و گفت:
# - 376
نمی خواد ، قابلی نداره. من خونتونو بلدم هان وانگهی عوض مزدم من یک آوزه پیدا آردم ، یک گلدون «
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 373 از «بوف کور ۱ - در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد....» است.