کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 429

بود از پشت ابر ستاره ها مثل حدقه ی چشمهای براقی آه از میان خون دلمه شده ی سیاه بیرون آمده باشد

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 426

    بتوانم ببینم آوزه را روی سینه ام گذاشتم و با دستم آن را نگه داشتم.

    #
  2. 427

    شلاق در هوا صدا آرد ، اسبها نفس زنان به راه افتادند. خیزهای بلند و ملایم بر می داشتند ، پاهای آنها آهسته و

    #
  3. 428

    بی صدا روی زمین گذاشته میشد. صدای زنگوله ی گردن آنها در هوای مرطوب به آهنگ مخصوصی مترنم

    #
  4. 429

    بود از پشت ابر ستاره ها مثل حدقه ی چشمهای براقی آه از میان خون دلمه شده ی سیاه بیرون آمده باشد

    انتخاب‌شده
  5. 430

    روی زمین را نگاه میکردند آسایش گوارایی سرتاپایم را فرا گرفت. فقط گلدان مثل وزن جسد مرده ای روی

    #
  6. 431

    سینه ی مرا فشار میداد درختهای پیچ در پیچ با شاخه های آج و آوله مثل این بود آه در تاریکی از ترس اینکه

    #
  7. 432

    مبادا بلغزند و زمین بخورند ، دست یکدیگر را گرفته بودند. خانه های عجیب و غریب به شکلهای بریده بریده ی

    #