نثر · شماره 35
آشیدن را نداشتند.
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 32
خورشید مانند تیغ طلایی از آنار سایه ی دیوار می تراشید و بر می داشت. آوچه ها بین دیوارهای آهنه ی سفید
# - 33
آرده ممتد میشدند ، همه جا آرام و گنگ بود مثل اینکه همه ی عناصر قانون مقدس آرامش هوای سوزان ، قانون
# - 34
سکوت را مراعات آرده بودند. می آمد آه در همه جا اسراری پنهان بود ، به طوری آه ریه هایم جرات نفس
# - 35
آشیدن را نداشتند.
انتخابشده - 36
یکمرتبه ملتفت شدم آه از دروازه خارج شده ام حرارت آفتاب با هزاران دهن مکنده ، عرق تن مرا بیرون
# - 37
میکشید. بته های صحرا زیر آفتاب تابان به رنگ زردچوبه در آمده بودند. خورشید مثل چشم تبدار ، پرتو
# - 38
سوزان خود را از ته آسمان نثار منظره ی خاموش و بیجان میکرد. ولی خاک و گیاه های اینجا بوی مخصوصی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 35 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.