نثر · شماره 72
آردیم ، بعد یک دسته از بچه های دیگر هم به ما ملحق شدند آه درست یادم نیست. سرمامک بازی میکردیم. یک
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 69
سابق شهر قدیمی ری بوده.
# - 70
منظره ای آه جلو من بود یکمرتبه به نظرم آشنا آمد ؛ در بچگی یک روز سیزده بدر یادم افتاد آه همینجا آمده
# - 71
بودم ، مادرزنم و آن لکاته هم بودند. ما چقدر آن روز پشت همین درختهای سرو دنبال یکدیگر دویدیم و بازی
# - 72
آردیم ، بعد یک دسته از بچه های دیگر هم به ما ملحق شدند آه درست یادم نیست. سرمامک بازی میکردیم. یک
انتخابشده - 73
مرتبه آه من دنبال همین لکاته رفتم نزدیک همان نهر سورن بود ، پای او لغزید و در نهر افتاد. او را بیرون
# - 74
آوردند ، بردند پشت درخت سرو ، رختش را عوض بکنند من هم دنبالش رفتم ، جلو او چادرنماز گرفته بودند.
# - 75
اما من دزدآی از پشت درخت ، تمام تنش را دیدم. او لبخند میزد و انگشت سبابه ی دست چپش را میجوید. بعد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 72 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.