نثر · شماره 90
مادر خودش شاه جان میگفت او با چشمهای ترآمنی خود نگاه تعجب آمیزی به آلوچه ها آرد آه با تردید در
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 87
چشمهای مورب ترآمنی ، گونه های برجسته ، رنگ گندمی ، دماغ شهوتی ، صورت لاغر ورزیده داشت. همین
# - 88
طور آه نشسته بود ، انگشت سبابه ی دست چپش را به دهنش گذاشته بود. من بی اختیار جلو رفتم ، دست آردم
# - 89
چون به زن من بجای « . اینا رو شاجون برات داده » : آلوچه هایی آه در جیبم بود درآوردم ، به او دادم و گفتم
# - 90
مادر خودش شاه جان میگفت او با چشمهای ترآمنی خود نگاه تعجب آمیزی به آلوچه ها آرد آه با تردید در
انتخابشده - 91
دستش گرفته بود. من روی سکوی خانه نشستم ، او را در بغلم نشاندم و به خودم فشار دادم. تنش گرم و ساق
# - 92
پاهایش شبیه ساق پاهای زنم بود و همان حرآات بی تکلف او را داشت. لبهای او شبیه لبهای پدرش بود. اما آنچه
# - 93
آه نزد پدرش مرا متنفر میکرد برعکس در او برای من جذبه و آشندگی داشت مثل این بود آه لبهای نیمه باز
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 90 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.