نثر · شماره 93
آه نزد پدرش مرا متنفر میکرد برعکس در او برای من جذبه و آشندگی داشت مثل این بود آه لبهای نیمه باز
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 90
مادر خودش شاه جان میگفت او با چشمهای ترآمنی خود نگاه تعجب آمیزی به آلوچه ها آرد آه با تردید در
# - 91
دستش گرفته بود. من روی سکوی خانه نشستم ، او را در بغلم نشاندم و به خودم فشار دادم. تنش گرم و ساق
# - 92
پاهایش شبیه ساق پاهای زنم بود و همان حرآات بی تکلف او را داشت. لبهای او شبیه لبهای پدرش بود. اما آنچه
# - 93
آه نزد پدرش مرا متنفر میکرد برعکس در او برای من جذبه و آشندگی داشت مثل این بود آه لبهای نیمه باز
انتخابشده - 94
او تازه از یک بوسه ی گرم طولانی جدا شده روی دهن نیمه بازش را بوسیدم آه شبیه لبهای زنم بود لبهای
# - 95
او طعم آونه ی خیار میداد ، تلخ مزه و گس بود. لابد لبهای آن لکاته هم همین طعم را داشت.
# - 96
در همین وقت دیدم پدرش آن پیرمرد قوزی آه شال گردن بسته بود ، از در خانه بیرون آمد. بی آنکه به طرف
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 93 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.