نثر · شماره 94
او تازه از یک بوسه ی گرم طولانی جدا شده روی دهن نیمه بازش را بوسیدم آه شبیه لبهای زنم بود لبهای
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 91
دستش گرفته بود. من روی سکوی خانه نشستم ، او را در بغلم نشاندم و به خودم فشار دادم. تنش گرم و ساق
# - 92
پاهایش شبیه ساق پاهای زنم بود و همان حرآات بی تکلف او را داشت. لبهای او شبیه لبهای پدرش بود. اما آنچه
# - 93
آه نزد پدرش مرا متنفر میکرد برعکس در او برای من جذبه و آشندگی داشت مثل این بود آه لبهای نیمه باز
# - 94
او تازه از یک بوسه ی گرم طولانی جدا شده روی دهن نیمه بازش را بوسیدم آه شبیه لبهای زنم بود لبهای
انتخابشده - 95
او طعم آونه ی خیار میداد ، تلخ مزه و گس بود. لابد لبهای آن لکاته هم همین طعم را داشت.
# - 96
در همین وقت دیدم پدرش آن پیرمرد قوزی آه شال گردن بسته بود ، از در خانه بیرون آمد. بی آنکه به طرف
# - 97
من نگاه بکند رد شد. بریده بریده میخندید ، خنده ی ترسناآی بود آه مو را به تن آدم راست میکرد و شانه هایش
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 94 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.