نثر · شماره 132
به نظرم آمد خواب دیشب آنقدر دور و محو شده بود مثل اینکه چند سال قبل وقتی آه بچه بودم دیده ام. دایه ام
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 129
نه ، زندگی مثل معمول خسته آننده « ؟ صفرابره شاتوت « : بعد صدای دور دست فروشنده ای آمد آه میخواند
# - 130
شروع شده بود. روشنایی زیادتر میشد ، چشمهایم را آه باز آردم یک تکه از انعکاس آفتاب روی سطح آب
# - 131
حوض آه از دریچه ی اطاقم به سقف افتاده بود ، میلرزید.
# - 132
به نظرم آمد خواب دیشب آنقدر دور و محو شده بود مثل اینکه چند سال قبل وقتی آه بچه بودم دیده ام. دایه ام
انتخابشده - 133
چاشت مرا آورده ، مثل این بود آه صورت دایه ام روی یک آینه ی دق منعکس شده باشد ، آنقدر آشیده و لاغر
# - 134
به نظرم جلوه آرد ، به شکل باورنکردنی مضحکی در آمده بود. انگاری آه وزن سنگینی صورتش را پایین
# - 135
آشیده بود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 132 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.