کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 138

خودش شریک آرده بود چقدر احمقانه است ، گاهی بیجهت به فکر زندگی اشخاص خانه ی دایه ام می افتادم

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 135

    آشیده بود.

    #
  2. 136

    با اینکه ننجون میدانست دود غلیان برایم بد است باز هم در اطاقم غلیان میکشید. اصلا تا غلیان نمیکشید سر دماغ

    #
  3. 137

    نمی آمد. از بس آه دایه ام از خانه اش از عروس و پسرش برایم حرف زده بود ، مرا هم با آیفهای شهوتی

    #
  4. 138

    خودش شریک آرده بود چقدر احمقانه است ، گاهی بیجهت به فکر زندگی اشخاص خانه ی دایه ام می افتادم

    انتخاب‌شده
  5. 139

    ولی نمیدانم چرا هر جور زندگی و خوشی دیگران دلم را به هم میزد در صورتی آه میدانستم آه زندگی من

    #
  6. 140

    تمام شده و به طرز دردناآی آهسته خاموش میشود. به من چه ربطی داشت آه فکرم را متوجه زندگی احمقها و

    #
  7. 141

    رجاله ها بکنم ، آه سالم بودند ، خوب میخوردند ، خوب میخوابیدند و خوب جماع میکردند و هرگز ذره ای از

    #