نثر · شماره 248
»! باشد شاید من اصلا ستاره نداشته ام
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 245
سوراخ سوراخ شده باشد در همین وقت صدای اذان بلند شد. یک اذان بی موقع بود. گویا زنی ، شاید آن لکاته
# - 246
مشغول زاییدن بود ، سر خشت رفته بود. صدای ناله ی سگی از لابلای اذان صبح شنیده میشد. من با خودم فکر
# - 247
اگر راست است آه هر آسی یک ستاره روی آسمان دارد ، ستاره ی من باید دور ، تاریک و بی معنی » : آردم
# - 248
»! باشد شاید من اصلا ستاره نداشته ام
انتخابشده - 249
در این وقت صدای یک دسته گزمه ی مست از توی آوچه بلند شد آه میگذشتند و شوخی های هرزه با هم
# - 250
میکردند. بعد دستجمعی زدند زیر آواز و خواندند:
# - 251
بیا بریم تا می خوریم ، «
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 248 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.