نثر · شماره 249
در این وقت صدای یک دسته گزمه ی مست از توی آوچه بلند شد آه میگذشتند و شوخی های هرزه با هم
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 246
مشغول زاییدن بود ، سر خشت رفته بود. صدای ناله ی سگی از لابلای اذان صبح شنیده میشد. من با خودم فکر
# - 247
اگر راست است آه هر آسی یک ستاره روی آسمان دارد ، ستاره ی من باید دور ، تاریک و بی معنی » : آردم
# - 248
»! باشد شاید من اصلا ستاره نداشته ام
# - 249
در این وقت صدای یک دسته گزمه ی مست از توی آوچه بلند شد آه میگذشتند و شوخی های هرزه با هم
انتخابشده - 250
میکردند. بعد دستجمعی زدند زیر آواز و خواندند:
# - 251
بیا بریم تا می خوریم ، «
# - 252
شراب ملک ری خوریم ،
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 249 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.