نثر · شماره 252
شراب ملک ری خوریم ،
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 249
در این وقت صدای یک دسته گزمه ی مست از توی آوچه بلند شد آه میگذشتند و شوخی های هرزه با هم
# - 250
میکردند. بعد دستجمعی زدند زیر آواز و خواندند:
# - 251
بیا بریم تا می خوریم ، «
# - 252
شراب ملک ری خوریم ،
انتخابشده - 253
« ؟ حالا نخوریم آی خوریم
# - 254
من هراسان خودم را آار آشیدم ، آواز آنها در هوا بطور مخصوصی می پیچید ، آم آم صدایشان دور و خفه
# - 255
شد. نه ، آنها با من آاری نداشتند ، آنها نمیدانستند _ دوباره سکوت و تاریکی همه جا را فرا گرفت من پیه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 252 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.