نثر · شماره 273
شدم آه روی پاهایم ایستاده بودم این مسئله برایم غریب بود ، معجز بود چطور من میتوانستم روی پاهایم
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 270
بمانم. میترسیدم اگر فرار بکنم او دنبالم بکند ، مثل دو گربه آه برای مبارزه روبرو میشوند. اما دستم را بلند
# - 271
آردم ، جلو چشمم گرفتم تا در چاله ی آف دستم شب جاودانی را تولید بکنم. اغلب حالت وحشت برایم آیف و
# - 272
مستی مخصوصی داشت بطوری آه سرم گیج میرفت و زانوهایم سست میشد و میخواستم قی بکنم. ناگهان ملتفت
# - 273
شدم آه روی پاهایم ایستاده بودم این مسئله برایم غریب بود ، معجز بود چطور من میتوانستم روی پاهایم
انتخابشده - 274
ایستاده باشم؟ به نظرم آمد اگر یکی از پاهایم را تکان میدادم تعادلم از دست میرفت ، یک نوع حالت سرگیجه برایم
# - 275
پیدا شده بود زمین و موجوداتش بی اندازه از من دور شده بودند. بطور مبهمی آرزوی زمین لرزه یا یک
# - 276
صاعقه ی آسمانی را میکردم برای اینکه بتوانم مجددا در دنیای آرام و روشنی به دنیا بیایم.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 273 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.