نثر · شماره 275
پیدا شده بود زمین و موجوداتش بی اندازه از من دور شده بودند. بطور مبهمی آرزوی زمین لرزه یا یک
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 272
مستی مخصوصی داشت بطوری آه سرم گیج میرفت و زانوهایم سست میشد و میخواستم قی بکنم. ناگهان ملتفت
# - 273
شدم آه روی پاهایم ایستاده بودم این مسئله برایم غریب بود ، معجز بود چطور من میتوانستم روی پاهایم
# - 274
ایستاده باشم؟ به نظرم آمد اگر یکی از پاهایم را تکان میدادم تعادلم از دست میرفت ، یک نوع حالت سرگیجه برایم
# - 275
پیدا شده بود زمین و موجوداتش بی اندازه از من دور شده بودند. بطور مبهمی آرزوی زمین لرزه یا یک
انتخابشده - 276
صاعقه ی آسمانی را میکردم برای اینکه بتوانم مجددا در دنیای آرام و روشنی به دنیا بیایم.
# - 277
لب هایم بسته بود ، ولی از « _ مرگ _ مرگ » : وقتی آه خواستم در رختخوابم بروم چند بار با خودم گفتم
# - 278
صدای خودم ترسیدم اصلا جرات سابق از من رفته بود ، مثل مگسهایی شده بودم آه اول پاییز به اطاق هجوم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 275 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.