نثر · شماره 280
دیوار آز میکنند ، همین آه پی می برند آه زنده هستند خودشان را بی محابا به در و دیوار میزنند و مرده ی آنها
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 277
لب هایم بسته بود ، ولی از « _ مرگ _ مرگ » : وقتی آه خواستم در رختخوابم بروم چند بار با خودم گفتم
# - 278
صدای خودم ترسیدم اصلا جرات سابق از من رفته بود ، مثل مگسهایی شده بودم آه اول پاییز به اطاق هجوم
# - 279
می آورند ، مگسهای خشکیده و بیجان آه از صدای وز وز بال خودشان میترسند. مدتی بی حرآت یک گله ی
# - 280
دیوار آز میکنند ، همین آه پی می برند آه زنده هستند خودشان را بی محابا به در و دیوار میزنند و مرده ی آنها
انتخابشده - 281
در اطراف اطاق می افتد.
# - 282
پلکهای چشمم آه پایین می آمد ، یک دنیای محو جلوم نقش می بست. یک دنیایی آه همه اش را خودم ایجاد آرده
# - 283
بودم و با افکار و مشاهداتم وفق میداد. در هر صورت خیلی حقیقی تر و طبیعی تر از دنیای بیداریم بود. مثل
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 280 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.