نثر · شماره 342
حقیقی میکردم آه نیست و نابود بشوم ، از تنها چیزی آه می ترسیدم این بود آه ذرات تنم در ذرات تن رجاله ها
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 339
خواب میروند و یا پیه سوزی آه خاموش میشود. اما یکنفر جوان قوی آه ناگهان میمیرد و همه ی قوای بدنش تا
# - 340
مدتی بر ضد مرگ میجنگد چه احساساتی خواهد داشت؟
# - 341
بارها به فکر مرگ و تجزیه ی ذرات تنم افتاده بودم ، بطوری آه این فکر مرا نمی ترسانید برعکس آرزوی
# - 342
حقیقی میکردم آه نیست و نابود بشوم ، از تنها چیزی آه می ترسیدم این بود آه ذرات تنم در ذرات تن رجاله ها
انتخابشده - 343
برود. این فکر برایم تحمل ناپذیر بود گاهی دلم میخواست بعد از مرگ دستهای دراز با انگشتان بلند حساسی
# - 344
داشتم تا همه ی ذرات تن خودم را به دقت جمع آوری میکردم و دو دستی نگه میداشتم تا ذرات تن من آه مال من
# - 345
هستند در تن رجاله ها نرود.
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 342 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.