نثر · شماره 387
مبادا لکه ی خون در آن پیدا بشود خون ، این مایع سیال ولرم و شورمزه آه از ته بدن بیرون می آید آه شیره
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 384
من آرزو میکردم آه بچگی خودم را به یاد بیاورم ، اما وقتی آه می آمد و آن را حس میکردم مثل همان ایام
# - 385
سخت و دردناک بود!
# - 386
سرفه هایی آه صدای سرفه ی یابوهای سیاه لاغر جلو دآان قصابی را میداد ، اجبار انداختن خلط و ترس اینکه
# - 387
مبادا لکه ی خون در آن پیدا بشود خون ، این مایع سیال ولرم و شورمزه آه از ته بدن بیرون می آید آه شیره
انتخابشده - 388
ی زندگی است و ناچار باید قی آرد. و تهدید دائمی مرگ آه همه ی افکار او را بدون امید برگشت لگدمال میکند
# - 389
و میگذرد بدون بیم و هراس نبود.
# - 390
زندگی با خونسردی و بی اعتنایی صورتک هر آسی را به خودش ظاهر میسازد ، گویا هر آسی چندین صورت
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 387 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.