نثر · شماره 390
زندگی با خونسردی و بی اعتنایی صورتک هر آسی را به خودش ظاهر میسازد ، گویا هر آسی چندین صورت
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 387
مبادا لکه ی خون در آن پیدا بشود خون ، این مایع سیال ولرم و شورمزه آه از ته بدن بیرون می آید آه شیره
# - 388
ی زندگی است و ناچار باید قی آرد. و تهدید دائمی مرگ آه همه ی افکار او را بدون امید برگشت لگدمال میکند
# - 389
و میگذرد بدون بیم و هراس نبود.
# - 390
زندگی با خونسردی و بی اعتنایی صورتک هر آسی را به خودش ظاهر میسازد ، گویا هر آسی چندین صورت
انتخابشده - 391
با خودش دارد بعضیها فقط یکی از این صورتکها را دائما استعمال میکنند آه طبیعتا چرک میشود و چین و
# - 392
چروک میخورد. این دسته صرفه جو هستند دسته ی دیگر صورتکهای خودشان را برای زاد و رود خودشان
# - 393
نگه میدارند و بعضی دیگر پیوسته صورتشان را تغییر میدهند ولی همین آه پا به سن گذاشتند میفهمند آه این
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 390 از «بوف کور ۲ - چیزی آه تحمل ناپذیر است حس میکردم از همه ی این مردمی آه می دیدم و میانشان زندگی میکردم دور هستم...» است.