کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 34

مگر بغلی شراب توی پستوی اطاقت نیست؟ _ یک جرعه بخور و د برو آه رفتی! _ احمق _ تو احمقی _

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 31

    درد تو آنقدر عمیق است آه ته چشمت گیر آرده _ و اگر گریه بکنی یا اشک از پشت چشمت در می آید و یا »

    #
  2. 32

    « _ ! اصلا اشک در نمی آید

    #
  3. 33

    تو احمقی ، چرا زودتر شر خودت را نمیکنی؟ منتظر چه هستی _ هنوز چه توقعی داری؟ » : بعد دوباره گفتم

    #
  4. 34

    مگر بغلی شراب توی پستوی اطاقت نیست؟ _ یک جرعه بخور و د برو آه رفتی! _ احمق _ تو احمقی _

    انتخاب‌شده
  5. 35

    « ! من با هوا حرف میزنم

    #
  6. 36

    افکاری آه برایم می آمد به هم مربوط نبود ، صدای خودم را در گلویم می شنیدم ولی معنی آلمات را نمیفهمیدم.

    #
  7. 37

    در سرم این صداها با صداهای دیگر مخلوط میشد. مثل وقتی آه تب داشتم انگشتهای دستم بزرگتر از معمول به

    #