کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 39

ایستاده. من قهقه خندیدم ، صورت دایه ام بی حرآت بود ، چشمهای بی نورش به من خیره شد ولی بدون تعجب

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 36

    افکاری آه برایم می آمد به هم مربوط نبود ، صدای خودم را در گلویم می شنیدم ولی معنی آلمات را نمیفهمیدم.

    #
  2. 37

    در سرم این صداها با صداهای دیگر مخلوط میشد. مثل وقتی آه تب داشتم انگشتهای دستم بزرگتر از معمول به

    #
  3. 38

    نظر می آمد پلکهای چشمم سنگینی میکرد. لبهایم آلفت شده بود. همین آه برگشتم دیدم دایه ام توی چهارچوب در

    #
  4. 39

    ایستاده. من قهقه خندیدم ، صورت دایه ام بی حرآت بود ، چشمهای بی نورش به من خیره شد ولی بدون تعجب

    انتخاب‌شده
  5. 40

    یا خشم و یا افسردگی بود عموما حرآت احمقانه به خنده می اندازد. ولی خنده ی من عمیقتر از آن بود این

    #
  6. 41

    احمقی بزرگ با آنهمه چیزهای دیگر آه در دنیا به آن پی نبرده اند و فهمش دشوار است ارتباط داشت. آنچه آه

    #
  7. 42

    در ته تاریکی شبها گم شده است ، یک حرآت مافوق بشر مرگ بود. دایه ام منقل را برداشت و با گامهای شمرده

    #