کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 42

در ته تاریکی شبها گم شده است ، یک حرآت مافوق بشر مرگ بود. دایه ام منقل را برداشت و با گامهای شمرده

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 39

    ایستاده. من قهقه خندیدم ، صورت دایه ام بی حرآت بود ، چشمهای بی نورش به من خیره شد ولی بدون تعجب

    #
  2. 40

    یا خشم و یا افسردگی بود عموما حرآت احمقانه به خنده می اندازد. ولی خنده ی من عمیقتر از آن بود این

    #
  3. 41

    احمقی بزرگ با آنهمه چیزهای دیگر آه در دنیا به آن پی نبرده اند و فهمش دشوار است ارتباط داشت. آنچه آه

    #
  4. 42

    در ته تاریکی شبها گم شده است ، یک حرآت مافوق بشر مرگ بود. دایه ام منقل را برداشت و با گامهای شمرده

    انتخاب‌شده
  5. 43

    بیرون رفت ، من عرق روی پیشانی خودم را پاک آردم. آف دستهایم لکه های سفید افتاده بود ، تکیه به دیوار

    #
  6. 44

    دادم. سر خودم را به جرز چسبانیدم مثل اینکه حالم بهتر شد. بعد نمیدانم این ترانه را آجا شنیده بودم با خودم

    #
  7. 45

    زمزمه آردم:

    #