نثر · شماره 43
بیرون رفت ، من عرق روی پیشانی خودم را پاک آردم. آف دستهایم لکه های سفید افتاده بود ، تکیه به دیوار
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 40
یا خشم و یا افسردگی بود عموما حرآت احمقانه به خنده می اندازد. ولی خنده ی من عمیقتر از آن بود این
# - 41
احمقی بزرگ با آنهمه چیزهای دیگر آه در دنیا به آن پی نبرده اند و فهمش دشوار است ارتباط داشت. آنچه آه
# - 42
در ته تاریکی شبها گم شده است ، یک حرآت مافوق بشر مرگ بود. دایه ام منقل را برداشت و با گامهای شمرده
# - 43
بیرون رفت ، من عرق روی پیشانی خودم را پاک آردم. آف دستهایم لکه های سفید افتاده بود ، تکیه به دیوار
انتخابشده - 44
دادم. سر خودم را به جرز چسبانیدم مثل اینکه حالم بهتر شد. بعد نمیدانم این ترانه را آجا شنیده بودم با خودم
# - 45
زمزمه آردم:
# - 46
بیا بریم تا می خوریم ، «
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 43 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.