نثر · شماره 98
و مچ پای شهوت انگیزش از زیر دامن لباسش پیدا بود؟ تا حالا آه به او نگاه میکردم درست ملتفت نمیشدم ، در
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 95
آرایش وارد اطاق من شد. مثل این بود آه از زندگی خودش راضی است و بی اختیار انگشت سبابه ی دست
# - 96
چپش را به دهنش گذاشت آیا این همان زن لطیف ، همان دختر ظریف اثیری بود آه لباس سیاه چین خورده
# - 97
می پوشید و آنار نهر سورن با هم سرمامک بازی میکردیم ، همان دختری آه حالت آزاد بچگانه و موقت داشت
# - 98
و مچ پای شهوت انگیزش از زیر دامن لباسش پیدا بود؟ تا حالا آه به او نگاه میکردم درست ملتفت نمیشدم ، در
انتخابشده - 99
این وقت مثل اینکه پرده ای از جلو چشمم افتاد نمیدانم چرا یاد گوسفندهای دم دآان قصابی افتادم او برایم
# - 100
حکم یک تکه گوشت لخم را پیدا آرده بود و خاصیت دلربایی سابق را به آلی از دست داده بود یک زن جاافتاده
# - 101
ی سنگین و رنگین شده بود آه به فکر زندگی بود ، یک زن تمام عیار! زن من! با ترس و وحشت دیدم آه زنم
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 98 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.