نثر · شماره 101
ی سنگین و رنگین شده بود آه به فکر زندگی بود ، یک زن تمام عیار! زن من! با ترس و وحشت دیدم آه زنم
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 98
و مچ پای شهوت انگیزش از زیر دامن لباسش پیدا بود؟ تا حالا آه به او نگاه میکردم درست ملتفت نمیشدم ، در
# - 99
این وقت مثل اینکه پرده ای از جلو چشمم افتاد نمیدانم چرا یاد گوسفندهای دم دآان قصابی افتادم او برایم
# - 100
حکم یک تکه گوشت لخم را پیدا آرده بود و خاصیت دلربایی سابق را به آلی از دست داده بود یک زن جاافتاده
# - 101
ی سنگین و رنگین شده بود آه به فکر زندگی بود ، یک زن تمام عیار! زن من! با ترس و وحشت دیدم آه زنم
انتخابشده - 102
بزرگ و عقل رس شده بود ، در صورتی آه خودم به حال بچگی مانده بودم راستش از صورت او ، از
# - 103
چشمهایش خجالت میکشیدم. زنی آه به همه آس تن در میداد الا به من و من فقط خودم را به یادبود موهوم
# - 104
بچگی او تسلیت میدادم. آن وقتی آه یک صورت ساده ی بچگانه ، یک حالت محو گذرنده داشت و هنوز جای
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 101 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.