نثر · شماره 109
آدمهای زنده را فراموش آرده بودم او همان زنی آه گمان میکردم عاری از هر گونه احساسات است از این
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 106
آیا تو آزاد نیستی ، آیا هر چی دلت میخواد » : من جوابش دادم « ؟ حالت چطوره » : او به طعنه پرسید آه
# - 107
«؟ نمیکنی به سلامتی من چکار داری
# - 108
با او در را به هم زد و رفت. اصلا برنگشت به من نگاه بکند گویا من طرز حرف زدن با آدمهای دنیا
# - 109
آدمهای زنده را فراموش آرده بودم او همان زنی آه گمان میکردم عاری از هر گونه احساسات است از این
انتخابشده - 110
حرآت من رنجید! چندین بار خواستم بلند شوم بروم روی دست و پایش بیفتم ، گریه بکنم ، پوزش بخواهم آری
# - 111
گریه بکنم ، چون گمان میکردم اگر میتوانستم گریه بکنم راحت میشدم چند دقیقه ، چند ساعت ، یا چند قرن
# - 112
گذشت نمیدانم مثل دیوانه ها شده بودم و از درد خودم آیف میکردم یک آیف ورای بشری ، آیفی آه فقط من
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 109 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.