نثر · شماره 149
پیه سوز ریخته بودم در دماغم پیچیده بود. بوی ماهیچه های پای زنم را میداد و طعم آونه ی خیار با تلخی
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 146
روی دستش بود و به من مات نگاه میکرد. من دستها را جلو صورتم گرفتم و رفتم پشت پرده ی پستو خود را
# - 147
پنهان آردم.
# - 148
وقتی آه خواستم بخوابم ، دور سرم را یک حلقه ی آتشین فشار میداد. بوی تند شهوت انگیز روغن صندل آه در
# - 149
پیه سوز ریخته بودم در دماغم پیچیده بود. بوی ماهیچه های پای زنم را میداد و طعم آونه ی خیار با تلخی
انتخابشده - 150
ملایمی در دهنم بود. دستم را روی تنم میمالیدم و در فکرم اعضای بدنم را: ران ، ساق پا ، بازو و همه ی آنها
# - 151
را با اعضای تن زنم مقایسه میکردم. خط ران و سرین ، گرمای تن زنم ، اینها دوباره جلوم مجسم شد. از تجسم
# - 152
خیلی قویتر بود ، چون صورت یک احتیاج را داشت. حس آردم آه میخواستم تن او نزدیک من باشد. یک حرآت ،
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 149 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.