نثر · شماره 152
خیلی قویتر بود ، چون صورت یک احتیاج را داشت. حس آردم آه میخواستم تن او نزدیک من باشد. یک حرآت ،
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 149
پیه سوز ریخته بودم در دماغم پیچیده بود. بوی ماهیچه های پای زنم را میداد و طعم آونه ی خیار با تلخی
# - 150
ملایمی در دهنم بود. دستم را روی تنم میمالیدم و در فکرم اعضای بدنم را: ران ، ساق پا ، بازو و همه ی آنها
# - 151
را با اعضای تن زنم مقایسه میکردم. خط ران و سرین ، گرمای تن زنم ، اینها دوباره جلوم مجسم شد. از تجسم
# - 152
خیلی قویتر بود ، چون صورت یک احتیاج را داشت. حس آردم آه میخواستم تن او نزدیک من باشد. یک حرآت ،
انتخابشده - 153
یک تصمیم برای دفع این وسوسه ی شهوت انگیز آافی بود. ولی این حلقه ی آتشین دور سرم به قدری تنگ و
# - 154
سوزان شد آه به آلی در یک دریای مبهم و مخلوط با هیکلهای ترسناک غوطه ور شدم.
# - 155
هوا هنوز تاریک بود. از صدای یک دسته گزمه ی مست بیدار شدم آه از توی آوچه میگذشتند ، فحشهای هرزه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 152 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.