نثر · شماره 190
چشمهای او خجالت میکشیدم ، به من سرزنش میداد بالاخره از آنار رختخوابش یک تکه پارچه آه جلو پایم را
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 187
میدونی اون » : یک تکه از گوشت رانش را بعنوان نذری میدادم به پیرمرد قاری و فردایش میرفتم به او میگفتم
# - 188
« ؟ گوشتی آه دیروز خوردی مال آی بود
# - 189
اگر او نمی خندید ، این آار را می بایستی شب انجام میدادم آه چشمم در چشم لکاته نمی افتاد. چون از حالت
# - 190
چشمهای او خجالت میکشیدم ، به من سرزنش میداد بالاخره از آنار رختخوابش یک تکه پارچه آه جلو پایم را
انتخابشده - 191
گرفته بود برداشتم و هراسان بیرون دویدم. گزلیک را روی بام سوت آردم چون همه ی افکار جنایت آمیز را
# - 192
این گزلیک برایم تولید آرده بود این گزلیک را آه شبیه گزلیک مرد قصاب بود از خودم دور آردم.
# - 193
در اطاقم آه برگشتم جلو پیه سوز دیدم آه پیرهن او را برداشته ام. پیرهن چرآی آه روی گوشت تن او بود ،
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 190 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.