نثر · شماره 192
این گزلیک برایم تولید آرده بود این گزلیک را آه شبیه گزلیک مرد قصاب بود از خودم دور آردم.
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 189
اگر او نمی خندید ، این آار را می بایستی شب انجام میدادم آه چشمم در چشم لکاته نمی افتاد. چون از حالت
# - 190
چشمهای او خجالت میکشیدم ، به من سرزنش میداد بالاخره از آنار رختخوابش یک تکه پارچه آه جلو پایم را
# - 191
گرفته بود برداشتم و هراسان بیرون دویدم. گزلیک را روی بام سوت آردم چون همه ی افکار جنایت آمیز را
# - 192
این گزلیک برایم تولید آرده بود این گزلیک را آه شبیه گزلیک مرد قصاب بود از خودم دور آردم.
انتخابشده - 193
در اطاقم آه برگشتم جلو پیه سوز دیدم آه پیرهن او را برداشته ام. پیرهن چرآی آه روی گوشت تن او بود ،
# - 194
پیرهن ابریشمی نرم آار هند آه بوی تن او ، بوی عطر موگرا میداد ، و از حرارت تنش ، از هستی او در این
# - 195
پیرهن مانده بود. آن را بوییدم ، میان پاهایم گذاشتم و خوابیدم هیچ شبی به این راحتی نخوابیده بودم. صبح زود
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 192 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.