کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 195

پیرهن مانده بود. آن را بوییدم ، میان پاهایم گذاشتم و خوابیدم هیچ شبی به این راحتی نخوابیده بودم. صبح زود

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 192

    این گزلیک برایم تولید آرده بود این گزلیک را آه شبیه گزلیک مرد قصاب بود از خودم دور آردم.

    #
  2. 193

    در اطاقم آه برگشتم جلو پیه سوز دیدم آه پیرهن او را برداشته ام. پیرهن چرآی آه روی گوشت تن او بود ،

    #
  3. 194

    پیرهن ابریشمی نرم آار هند آه بوی تن او ، بوی عطر موگرا میداد ، و از حرارت تنش ، از هستی او در این

    #
  4. 195

    پیرهن مانده بود. آن را بوییدم ، میان پاهایم گذاشتم و خوابیدم هیچ شبی به این راحتی نخوابیده بودم. صبح زود

    انتخاب‌شده
  5. 196

    یه پیرهن نو « : از صدای داد و بیداد زنم بیدار شدم آه سر گم شدن پیرهن دعوا راه انداخته بود و تکرار میکرد

    #
  6. 197

    در صورتی آه سر آستینش پاره بود. ولی اگر خون راه می افتاد من حاضر نبودم آه پیرهن را رد « ! ونالون

    #
  7. 198

    آنم آیا من حق یک پیرهن آهنه ی زنم را نداشتم؟

    #