نثر · شماره 196
یه پیرهن نو « : از صدای داد و بیداد زنم بیدار شدم آه سر گم شدن پیرهن دعوا راه انداخته بود و تکرار میکرد
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 193
در اطاقم آه برگشتم جلو پیه سوز دیدم آه پیرهن او را برداشته ام. پیرهن چرآی آه روی گوشت تن او بود ،
# - 194
پیرهن ابریشمی نرم آار هند آه بوی تن او ، بوی عطر موگرا میداد ، و از حرارت تنش ، از هستی او در این
# - 195
پیرهن مانده بود. آن را بوییدم ، میان پاهایم گذاشتم و خوابیدم هیچ شبی به این راحتی نخوابیده بودم. صبح زود
# - 196
یه پیرهن نو « : از صدای داد و بیداد زنم بیدار شدم آه سر گم شدن پیرهن دعوا راه انداخته بود و تکرار میکرد
انتخابشده - 197
در صورتی آه سر آستینش پاره بود. ولی اگر خون راه می افتاد من حاضر نبودم آه پیرهن را رد « ! ونالون
# - 198
آنم آیا من حق یک پیرهن آهنه ی زنم را نداشتم؟
# - 199
ننجون آه شیرماچه الاغ و عسل و نان تافتون برایم آورد ، یک گزلیک دسته استخوانی هم پای چاشت من در سینی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 196 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.