نثر · شماره 208
دست لرزان بردم در پستوی اطاقم توی مجری گذاشتم و در آن را بستم.
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 205
هیچ میدونسی خیلی وقته زنت آبستن » : دوباره گفت « « ! وقتی رفتم تو زیرزمین از ما بهترون وشگونم گرفتن
# - 206
بعد ننجون به « ! لابد شکل بچه ، شکل پیرمرد قارییه. لابد به روی اون جنبیده » : من خندیدم گفتم « ؟ بود
# - 207
حالت متغیر از در خارج شد. مثل اینکه منتظر این جواب نبود. من فورا بلند شدم ، گزلیک دسته استخوانی را با
# - 208
دست لرزان بردم در پستوی اطاقم توی مجری گذاشتم و در آن را بستم.
انتخابشده - 209
نه ، هرگز ممکن نبود آه بچه به روی من جنبیده باشد. حتما به روی پیرمرد خنزرپنزری جنبیده بود!
# - 210
بعد از ظهر ، در اطاقم باز شد. برادر آوچکش ، برادر آوچک آن لکاته در حالی آه ناخونش را میجوید وارد شد.
# - 211
هر آس آه آنها را میدید فورا میفهمید آه خواهر برادرند. آنقدر هم شباهت! دهن آوچک تنگ ، لبهای گوشتالوی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 208 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.