کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 210

بعد از ظهر ، در اطاقم باز شد. برادر آوچکش ، برادر آوچک آن لکاته در حالی آه ناخونش را میجوید وارد شد.

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 207

    حالت متغیر از در خارج شد. مثل اینکه منتظر این جواب نبود. من فورا بلند شدم ، گزلیک دسته استخوانی را با

    #
  2. 208

    دست لرزان بردم در پستوی اطاقم توی مجری گذاشتم و در آن را بستم.

    #
  3. 209

    نه ، هرگز ممکن نبود آه بچه به روی من جنبیده باشد. حتما به روی پیرمرد خنزرپنزری جنبیده بود!

    #
  4. 210

    بعد از ظهر ، در اطاقم باز شد. برادر آوچکش ، برادر آوچک آن لکاته در حالی آه ناخونش را میجوید وارد شد.

    انتخاب‌شده
  5. 211

    هر آس آه آنها را میدید فورا میفهمید آه خواهر برادرند. آنقدر هم شباهت! دهن آوچک تنگ ، لبهای گوشتالوی

    #
  6. 212

    تر و شهوتی ، پلکهای خمیده ی خمار ، چشمهای مورب و متعجب ، گونه های برجسته ، موهای خرمایی بی

    #
  7. 213

    ترتیب و صورت گندمگون داشت. درست شبیه آن لکاته بود ، و یک تکه از روح شیطانی او را داشت از این

    #