نثر · شماره 224
خودم را نمیشناختم ، بچه هراسان از اطاق بیرون دوید.
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 221
« . بهش بگو خیلی وقته آه من مرده ام » : من گفتم
# - 222
« . شاجون گفت: اگه بچه ام نیفتاده بود همه ی خونه مال ما میشد «
# - 223
من بی اختیار زدم زیر خنده ، یک خنده ی خشک زننده بود آه مو را به تن آدم راست میکرد ، بطوری آه صدای
# - 224
خودم را نمیشناختم ، بچه هراسان از اطاق بیرون دوید.
انتخابشده - 225
در این وقت می فهمیدم آه چرا مرد قصاب از روی آیف گزلیک دسته استخوانی را روی ران گوسفندها پاک
# - 226
میکرد. آیف بریدن گوشت لخم آه از توی آن خون مرده ، خون لخته شده ، مثل لجن جمع شده بود و از
# - 227
خرخره ی گوسفندها قطره قطره خونابه به زمین میچکید سگ زرد جلو قصابی و آله ی بریده ی گاوی آه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 224 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.