کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 287

رفتم جلو آینه ، ولی از شدت ترس دستهایم را جلو صورتم گرفتم دیدم شبیه ، نه ، اصلا پیرمرد خنزرپنزری

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 284

    آاملا سرد شده بود او مرده بود. در این بین به سرفه افتادم ولی این سرفه نبود ، صدای خنده ی خشک و زننده

    #
  2. 285

    ای بود آه مو را به تن آدم راست میکرد من هراسان عبایم رو آولم انداختم و به اطاق خودم رفتم جلوی نور

    #
  3. 286

    پیه سوز مشتم را باز آردم ، دیدم چشم او میان دستم بود و تمام تنم غرق خون شده بود.

    #
  4. 287

    رفتم جلو آینه ، ولی از شدت ترس دستهایم را جلو صورتم گرفتم دیدم شبیه ، نه ، اصلا پیرمرد خنزرپنزری

    انتخاب‌شده
  5. 288

    شده بودم. موهای سر و ریشم مثل موهای سر و صورت آسی بود آه زنده از اطاقی بیرون بیاید آه یک مار

    #
  6. 289

    ناگ در آنجا بوده همه سفید شده بود ، لبم مثل لب پیرمرد دریده بود ، چشمهایم بدون مژه ، یک مشت موی سفید

    #
  7. 290

    از سینه ام بیرون زده بود و روح تازه ای در تن من حلول آرده بود. اصلا طور دیگر فکر میکردم. طور دیگر

    #