نثر · شماره 290
از سینه ام بیرون زده بود و روح تازه ای در تن من حلول آرده بود. اصلا طور دیگر فکر میکردم. طور دیگر
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 287
رفتم جلو آینه ، ولی از شدت ترس دستهایم را جلو صورتم گرفتم دیدم شبیه ، نه ، اصلا پیرمرد خنزرپنزری
# - 288
شده بودم. موهای سر و ریشم مثل موهای سر و صورت آسی بود آه زنده از اطاقی بیرون بیاید آه یک مار
# - 289
ناگ در آنجا بوده همه سفید شده بود ، لبم مثل لب پیرمرد دریده بود ، چشمهایم بدون مژه ، یک مشت موی سفید
# - 290
از سینه ام بیرون زده بود و روح تازه ای در تن من حلول آرده بود. اصلا طور دیگر فکر میکردم. طور دیگر
انتخابشده - 291
حس میکردم و نمیتوانستم خودم را از دست او از دست دیوی آه در من بیدار شده بود نجات بدهم ، همین طور
# - 292
آه دستم را جلو صورتم گرفته بودم بی اختیار زدم زیر خنده. یک خنده ی سختتر از اول آه وجود مرا به لرزه
# - 293
خنده ی تهی آه فقط در انداخت. خنده ی عمیقی آه معلوم نبود از آدام چاله ی گمشده ی بدنم بیرون می آید
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 290 از «بوف کور ۳ - چند شب پیش همین آه در شاه نشین حمام لباسهایم را آندم افکارم عوض شد. استاد حمامی آه آب روی سرم...» است.