کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 294

گلویم می پیچید و از میان تهی در می آمد من پیرمرد خنزرپنزری شده بودم.

چهرهٔ صادق هدایتشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 291

    حس میکردم و نمیتوانستم خودم را از دست او از دست دیوی آه در من بیدار شده بود نجات بدهم ، همین طور

    #
  2. 292

    آه دستم را جلو صورتم گرفته بودم بی اختیار زدم زیر خنده. یک خنده ی سختتر از اول آه وجود مرا به لرزه

    #
  3. 293

    خنده ی تهی آه فقط در  انداخت. خنده ی عمیقی آه معلوم نبود از آدام چاله ی گمشده ی بدنم بیرون می آید

    #
  4. 294

    گلویم می پیچید و از میان تهی در می آمد من پیرمرد خنزرپنزری شده بودم.

    انتخاب‌شده
  5. 295

    ***

    #
  6. 296

    چشمهایم را مالاندم. در همان  از شدت اضطراب ، مثل این بود آه از خواب عمیق و طولانی بیدار شده باشم

    #
  7. 297

    اطاق سابق خودم بودم ، تاریک روشن بود و ابر و میغ روی شیشه ها را گرفته بود بانگ خروس از دور

    #