نثر · شماره 79
اورا که مجید بود خواند . با خودش زیر لب تکرار میکرد :( باید این اتفاق بیفتد !) از آنجائیکه همیشه در کارهای
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 76
سینه صاف کردن او همه شبیه رفیق ناکامش بود . اما درقیافه اش آثار ت زلزل و نگرانی دیده میشد . بنظر میآمد
# - 77
که روح او از قید قوانین زندگی مردمان معمولی رسته بود. بهمین جهت یک حالت بچگانه و دمدمی داشت .
# - 78
شریف کاغذ سفارش نامه را جلو چشمش گرفت ولی نمیتوانست آنرا بخواند . خطها جلو او میرقصیدند . فقط اسم
# - 79
اورا که مجید بود خواند . با خودش زیر لب تکرار میکرد :( باید این اتفاق بیفتد !) از آنجائیکه همیشه در کارهای
انتخابشده - 80
شریف گراته میافتاد و مثل این بود که قوه شومی پیوسته او را دنبال می کند .در موقع تعجب این جمله جبری را
# - 81
با خودش تکرار میکرد .
# - 82
در زندگی یکنواخت او و روزهائیکه میدانست مانند کلیشه قبلا تهیه شده و با نظم عقربک ساعت ب ه حرکت افتاده
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 79 از «بن بست» است.