نثر · شماره 102
شریف ب ه عادت معمول لباسش را در آورد . با پیراهن و زیر شلواری باطاق شخصی خودش رفت . پیش از اینکه
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 99
از اطاق دنگالی بود که از قالی مفروش شده بود و یک رج درگاه بدرازی آن دیده میشد و قرینه درگاه ها ، طرف
# - 100
مقابل پنج در رو به ایوان داشت . میز بزرگی وسط اطاق گذاشته بودند که از قالی پوشیده شده بود . یک جعبه
# - 101
قلمزده شش ترک کار آباده روی میز و چند صندلی دور آن بود.
# - 102
شریف ب ه عادت معمول لباسش را در آورد . با پیراهن و زیر شلواری باطاق شخصی خودش رفت . پیش از اینکه
انتخابشده - 103
جلو بساط وافور بنشیند جلو آینه رفت _ این آینه که هر روز بر سبیل عادت جلو آن موهای تنک سر خود را
# - 104
شانه میزد و نگاه سرسرکی بخود میانداخت ، ایندفعه بیش از معمول بصورت خود دقیق شد دندانهای طلائی ،
# - 105
پای چشم چین خورده ، پوست سوخته و شانه های تو رفته خود را از روی نا امیدی بر انداز کرد . نفسش پس
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 102 از «بن بست» است.