نثر · شماره 111
وافور شد و در ضمن صحبت وعده و وعید به مجید میداد که ورود او را ب ه مرکز اطلاع خواهد داد و یکی دو ماه
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 108
بودند ! اگر هرگز بدنیا نیام ده بود بکجا بر میخورد . اگر پررو و خوش مشرب و سرزباندار و بی حیا مثل دیگران
# - 109
بود حالا یادبودهای گواراتری برای روز پیری اش اندوخته بود . آب دهنش را فرو داد ، خرخره او حرکت کرد و
# - 110
دوباره سر جای اولش ایستاد . در همین وقت مجید وارد شد، هر دو سر بساط نشستند . شریف مشغول کشیدن
# - 111
وافور شد و در ضمن صحبت وعده و وعید به مجید میداد که ورود او را ب ه مرکز اطلاع خواهد داد و یکی دو ماه
انتخابشده - 112
دیگر برایش تقاضای اضافه حقوق خواهد کرد.
# - 113
شام را زودتر خوردند و قبل از اینکه مجید برود ، شریف پیشانی او را بوسید . مجید این حرکت را بدون اکراه
# - 114
بطور خیلی طبیعی تلقی کرد . شریف با خودش تکرار کرد :( چه غریب است ! بایستی این اتفاق بیفتد، بایستی !...)با
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 111 از «بن بست» است.