کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 120

پدر مجید انداخته بود ، چشمهای متعجب داشت . ولی این تعجب عمیق تر شده بود ، مثل اینکه در خودش

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 117

    متعجب داشت و لبخند زورکی زده بود . مثل اینکه میخواست خبر ناگواری را پنهان بکند.

    #
  2. 118

    عکسی که با شاگردان مدرسه برداشته بود ، همین چشمهای متعجب را داشت ، باضافه یک جور دلهره و هیجان

    #
  3. 119

    در قیافه اش د یده میشد که سعی کرده بود لاپوشانی بکند . عکس فوری که در گاردن پارتی با محسن

    #
  4. 120

    پدر مجید انداخته بود ، چشمهای متعجب داشت . ولی این تعجب عمیق تر شده بود ، مثل اینکه در خودش

    انتخاب‌شده
  5. 121

    فرو رفته بود . رنگ عکس پریده بود . نگاهش دور و ناامید بنظرش جلوه کرد و دستش را روی شانه

    #
  6. 122

    محسن گذاشته بود . در آنوقت چهارده پانزده سال بیشتر نداشت . قیافه محسن محو و لغزنده بنظرش

    #
  7. 123

    آمد ، مثل چیز دمدمی و موقت که محکوم به ناامید شدن است .این عکس را پسندیده که موهای مرتب

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 120 از «بن بست» است.