کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

نثر · شماره 150

هوا گرم بود ، محسن که علاقه مخصوصی بشنا داشت ، دم استخر بهجت آباد لخت شد تا آب تنی بکند .

چهرهٔ صادق هدایتشاعر
قالبسایر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 147

    را زبان بزند و گوشه لبش جوهری بود و حتی قهرها یی که سر چیزهای پوچ از هم کرده بودند، برایش

    #
  2. 148

    همه اینها پر از لطف و کشش شاعرانه بود . آنوقت هردو آنها شانزده سال داشتند ، یادش افتاد یکروز

    #
  3. 149

    عصر ، موقع امتحان آخر سال بود . بعد از مذاکره ، خسته و کسل هر دو بقصد گردش تا بهجت آباد رفتند .

    #
  4. 150

    هوا گرم بود ، محسن که علاقه مخصوصی بشنا داشت ، دم استخر بهجت آباد لخت شد تا آب تنی بکند .

    انتخاب‌شده
  5. 151

    آب استخر سرد بود ، بعد هم چند رهگذر سر رسیدند محسن از شنا صرف نظر کرد ، برگشت خندید و

    #
  6. 152

    نگاه گیج شرمنده خود را بصورت شریف دوخت . بعد دستپاچه رختهایش را پوشید . آمد کنار جوی

    #
  7. 153

    پهلوی شریف نشست و دست ش را روی شانه او گذاشت این حرکت خودمانی و طبیعی برای شریف حکم

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 150 از «بن بست» است.