نثر · شماره 179
وسیله ای جلو زشتی او را نمیتوانست بگیرد تا موقعیکه نسخه دوم مادرش میشد . بعد هم دعواهای
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 176
ماندند، عفت شروع بخنده کرد، یکجور خنده تمام نشدنی و مسخره آمیز بود که تمام رگهای شریف را خرد
# - 177
کرد. شریف ساکت کنار اطاق نشسته بود و جزئیات صورت زنش را با صورت مادر زنش مقایسه میکرد،
# - 178
چون دختر و مادر شباهت تمامی با یکدیگر داشتند و حس میکرد همینکه زنش پا بسن میگذاشت ، بهیچ
# - 179
وسیله ای جلو زشتی او را نمیتوانست بگیرد تا موقعیکه نسخه دوم مادرش میشد . بعد هم دعواهای
انتخابشده - 180
خانوادگی ، مشاجره های تمام نشدنی سر م وضوعهای پوچ ، همه پیش چشمش مجسم گردید . خنده عفت
# - 181
مزید بر علت شده بود ، نه تنها باو ثابت شد ، بلکه حس کرد که این زن یک جور جانور غری ب پستاندار بود
# - 182
که برای سرگردانی او خلق شده بود . خودش را به ناخوشی زد ، شب را زیر شمدی که بوی صابون
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 179 از «بن بست» است.