نثر · شماره 183
آشتیانی میداد خوابهای آشفته دید و فردا صبح بدون خدانگهداری عازم تهران شد . بعد دخترخاله اش
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 180
خانوادگی ، مشاجره های تمام نشدنی سر م وضوعهای پوچ ، همه پیش چشمش مجسم گردید . خنده عفت
# - 181
مزید بر علت شده بود ، نه تنها باو ثابت شد ، بلکه حس کرد که این زن یک جور جانور غری ب پستاندار بود
# - 182
که برای سرگردانی او خلق شده بود . خودش را به ناخوشی زد ، شب را زیر شمدی که بوی صابون
# - 183
آشتیانی میداد خوابهای آشفته دید و فردا صبح بدون خدانگهداری عازم تهران شد . بعد دخترخاله اش
انتخابشده - 184
رسوائی بالا آورد و پدرش جریمه این همه ناپرهیزی را خیلی گران پرداخت .
# - 185
در غیبت شریف ، محسن توسط یکی از اقوام با نفوذ خود وارد اداره امور مالیه شده بود ، برای اینکه
# - 186
هر چه زودتر داخل در زندگی اجتماعی بشود و سر انجام بگیرد . به اصرار محسن ، شریف هم ب ه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 183 از «بن بست» است.