نثر · شماره 186
هر چه زودتر داخل در زندگی اجتماعی بشود و سر انجام بگیرد . به اصرار محسن ، شریف هم ب ه
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 183
آشتیانی میداد خوابهای آشفته دید و فردا صبح بدون خدانگهداری عازم تهران شد . بعد دخترخاله اش
# - 184
رسوائی بالا آورد و پدرش جریمه این همه ناپرهیزی را خیلی گران پرداخت .
# - 185
در غیبت شریف ، محسن توسط یکی از اقوام با نفوذ خود وارد اداره امور مالیه شده بود ، برای اینکه
# - 186
هر چه زودتر داخل در زندگی اجتماعی بشود و سر انجام بگیرد . به اصرار محسن ، شریف هم ب ه
انتخابشده - 187
توسط اقوام او معرفی و وارد مالیه شد و هر دو مامور مالیه مازندران شدند .
# - 188
در مازندران یکجا منزل گرفته و یگانه تفریح آنها بازی تخته نرد بود و روزهای تعطیل را ب ه شهسوار
# - 189
میرفتند، محسن که علاقه و شوق بسیار به شنا داشت کنار دریا محل دنجی را برای شنا و آب تنی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 186 از «بن بست» است.