نثر · شماره 191
محسن ب ه عادت معمول لخت شد و در آب رفت . اگر چه شریف جد ا با اینکار مخالفت کرد ، زیرا آب
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 188
در مازندران یکجا منزل گرفته و یگانه تفریح آنها بازی تخته نرد بود و روزهای تعطیل را ب ه شهسوار
# - 189
میرفتند، محسن که علاقه و شوق بسیار به شنا داشت کنار دریا محل دنجی را برای شنا و آب تنی
# - 190
انتخاب کرده بود شریف هنوز خوب ب ه خاطر داشت : یکروز که هوا گرفته و خفه و دریا منقلب بود ،
# - 191
محسن ب ه عادت معمول لخت شد و در آب رفت . اگر چه شریف جد ا با اینکار مخالفت کرد ، زیرا آب
انتخابشده - 192
دریا بطور غیر عادی در کش و قوس بود ! ولی محسن به حرف او گوش نداد - محسن به خودش مغرور
# - 193
بود با وجود ترس و دلهره ای که در قیافه اش دیده میشد ، سماجت ورزید و شریف را مسخره کرد که از
# - 194
آب می ترسد و بعد با حرکت بی اعتنا و مرددی داخل آب شد . با بازوی لاغر وسفیدش که رگهای آبی
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 191 از «بن بست» است.