نثر · شماره 194
آب می ترسد و بعد با حرکت بی اعتنا و مرددی داخل آب شد . با بازوی لاغر وسفیدش که رگهای آبی
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 191
محسن ب ه عادت معمول لخت شد و در آب رفت . اگر چه شریف جد ا با اینکار مخالفت کرد ، زیرا آب
# - 192
دریا بطور غیر عادی در کش و قوس بود ! ولی محسن به حرف او گوش نداد - محسن به خودش مغرور
# - 193
بود با وجود ترس و دلهره ای که در قیافه اش دیده میشد ، سماجت ورزید و شریف را مسخره کرد که از
# - 194
آب می ترسد و بعد با حرکت بی اعتنا و مرددی داخل آب شد . با بازوی لاغر وسفیدش که رگهای آبی
انتخابشده - 195
داشت ، امواج را میشکافت و از ساحل دور میشد - آب کم کم بالا میآمد . شریف همینطور که به این
# - 196
منظره خیره شده بود ناگهان ملتفت شد دید محسن دستش را بطرف او تکان داد و گفت :((بیا . . )) مثل
# - 197
صدائی که در خواب میشنوند . اما او کاری از دستش برنمیآمد - هرگز شنا بلد نبود . بعلاوه کسی هم در
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 194 از «بن بست» است.