نثر · شماره 212
دراز کشیده بود ، برای او جسته گریخته درد دل میکرد که زنش آبستن است و مدتی است که از او
شاعرصادق هدایتدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 209
در این موقع مرگ بنظر او بی اندازه آسان و طبیعی میآمد ، زندگی ب ه نظرش فریب مسخره آلودی بیش
# - 210
نبود . آیا چهار پنج ساعت پیش با محسن روی چ من ناهار نخورده بود . محسن که آنقدر سر دماغ ،
# - 211
چالاک و دلربا بود ته دیگ را با چه لذت و اشتهائی کروچ کروچ میجوید ! بعد همینطور که روی سبزه
# - 212
دراز کشیده بود ، برای او جسته گریخته درد دل میکرد که زنش آبستن است و مدتی است که از او
انتخابشده - 213
کاغذی نرسیده ولی از ترس مالاریا و تکان راه او را در تهران گذاشته بود ، از نقشه آینده خودش ، از
# - 214
تفریحات صحبت میکرد . اولین بار بود که او صحبت جدی با شریف میکرد . حالا مثل شمعی که فوت
# - 215
بکنند مرد و خاموش شد ! آیا همه اینها حقیقت داشت ؟ آیا خواب ندیده بود ؟ او مرده بود مثل اینکه
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 212 از «بن بست» است.