نثر · شماره 226
اما صدای دیگری باو میگفت : ((تو پست هستی . . . تو جانی هستی . چرا برای نجات دوستت اقدامی
شاعرصادق هدایتاثربن بست
قالبسایر
در متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 223
مصرف کنار ساحل بیندازد و دو باره زمزمه افسونگر و غمناک خود را شروع بکند ، قوه مرموزی او را
# - 224
بسوی این امواج که همه بدبختی ها را میشست و آرزوی موهوم زندگی را با خودش میبرد میکشاند .
# - 225
صدای موجها بیخ گوشش زمزمه میک رد : (( بیا . . . بیا . . . )) آب تیره دریا او را بسوی خودش میخواند .
# - 226
اما صدای دیگری باو میگفت : ((تو پست هستی . . . تو جانی هستی . چرا برای نجات دوستت اقدامی
انتخابشده - 227
نکردی ؟ ))
# - 228
این پیش آمد ب ه قدری در خاطر شریف زنده بود که نه تنها جزئیات آن را هنوز بیاد میآورد ، بلکه در
# - 229
گیرودار آن شرکت داشت . هر دفعه به ساعت مکب محسن نگاه میکرد وقایع گذشته جلوش نقش می بست
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 226 از «بن بست» است.